تندیس

بغض های کال من، چرا چنین؟

گریه های لال من، چرا چنین؟

جزر و مد یال آبی ام چه شد؟

اهتزاز بال من، چرا چنین؟

رنگ بال های خواب من پرید

خامی خیال من، چرا چنین؟

آبگینه تاب حیرتم نداشت

حیرت زلال من، چرا چنین؟

دل مجال پایمال درد بود

تنگ شد مجال من، چرا چنین؟

خشک و خالی و پریده لب دلم

کاسه ی سفال من، چرا چنین؟

داغ تازه ی تو، داغ کاغذی

داغ دیر سال من، چرا چنین؟

هر چه و همه تمام مال تو

هیچ و هیچ مال من، چرا چنین؟

سال و ماه و روز تو چرا چنان؟

روز و ماه و سال من، چرا چنین؟

در گذشته، سرگذشتم این نبود

حال، شرح حال من، چرا چنین؟

نسل اعتراض انقراض یافت

حیف شد زوال من چرا چنین؟

ای چرا و ای چگونه ی عزیز

جرئت سؤال من، چرا چنین؟


/ 0 نظر / 6 بازدید