‌از تو می‌توان فقط

فکر می کنم هنوز

روی گونه های خیس هر شبم

رد پایی از تو دیده می شود

فکر می کنم دوباره باز

مثل اولین هجای لفظ بی کسی

از نبود تو لبالبم

نام دیگری نمی توان گذاشت

روی حس مبهمی که از تو می رسد

با عبور صادقانه از محیط کودکانه ام

به این نتیجه می رسم

از تو می توان فقط . . .

از تو می توان فقط توقعی نداشت

از تو می‌توان فقط نخواست

/ 0 نظر / 8 بازدید