برای تو

برای تو که فکر می‌کنم با دیگران فرق می‌کنی

این مطلبو زمانی می نویسم که نمی‌دونم تا چند ساعت دیگه چی پیش می‌یاد ساعت 7/7 دقیقه صبح پنج‌شنبه است امیدوارم جریان همونطور که انتظار دارم پیش بره دیشب یعنی چهارشنبه شب تا صبح نخوابیدم نمی‌دونم انتظار بود یا اضطراب یا هردو، صبح زودتر از همیشه از خونه زدم بیرون. تو زمانی این نوشته‌رو میخونی که از روز انتظار گذشته شایدجریان طوری پیش رفته باشه که به اضطرابم بخندی شاید هم... فقط امیدوارم هرچی پیش می‌یاد به نفع هردومون باشه وامیدوارم اعتمادی که بهت کردم تبدیل به ناامیدی نشه   

/ 0 نظر / 7 بازدید