من از عالم تو را تنها گزینم

من از عالم تو را تنها گزینم

روا داری که من غمگین نشینم؟

دل من چون قلم اندر کف توست

ز توست ار شادمان وگر حزینم

بجز آنچه تو خواهی من چه باشم؟

بجز آنچه نمایی من چه بینم

گه از من خار رویانی گهی گل

گهی گل بویم و گه خار چینم

مرا تو چون چنان داری چنانم

مرا تو چون چنین خواهی چنینم

در آن خمی که دل را رنگ بخشی

چه باشم من چه باشد مهر و کینم

تو بودی اول و آخر تو باشی

تو به کن آخرم از اولینم
/ 8 نظر / 21 بازدید
سیده مریم

مهم نیست که غم تا کجا ریشه دوانده، تا کجا افق تیره و تار می نماید، گره زندگی تا کجا تیره و تار است وبهم پیچیده، اشتباه تا کجاه بزرگ می نماید، درک کافی از عشق نو سداروی تمام اینهاست.... اگر تنها بتوانی چنانکه باید عشق بورزی شادترین و توانا ترین موجود در جهان خواهی بود

سیده مریم

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد . . . [گل]

علي

سلام دوست عزيز دوست داشتي يه سربهم بزن [ماچ][گل] www.aspmr.javanblog.com

سیده مریم

اندکی عشق ، سهم بزرگی از شادی ست... اگر در آشفته بازار زندگی ، چهره شادی از یادمان نرفته باشد ...چنین مباد ! [گل]

سیده مریم

هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد[گل]

سیده مریم

ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید . . . میلاد آقا امام زمان بر همگان مبارک[گل]

سیده مریم

خدا آن حس زيبايي است كه درتاريكي صحرا ، زماني كه هراس مرگ مي دزد سكوتت را يكي همچون نسيم دشت ميگويد : كنارت هستم اي تنها. ...[گل]

سیده مریم

خدایا! مرا به بزرگی چیزهایی که ارزانی کرده ای آگاه کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را بهم نریزد[گل]