برای زندگی کمی دیر می‌شود


وقتی دل از نبود تو دل‌گیر می شود
بی طاقت از زمین وزمان سیر می شود


زل می زنم به شیشه‌ی ساعت بدون پلک
انگارپای عقربه زنجیر می شود


اشکم به روی نامه و پاکت نمی چکد
گویی کویر دیده و تبخیر می شود


در لابه لای لرزش حیرانسایه ها
بد جور رنگ فاصله تفسیر می شود



من اشک می شوم ، توهم آه می شوی
با اشک و آه خانه نفس گیر می شود


در عصر پولو صنعت پر ادعای شهر
ابراز عشق باعث تحقیر می شود


درامتداد جاده ی بی رحم زندگی
عاشق کشی چو درد فراگیر می شود


ای بی خبر، از این شب پر التهاب من
وقتی که مرگ یک شبهتدبیر می شود


من می روم زیر سنگ وخاک می خورم
بی شک برای زندگی کمی دیر می شود





 

/ 2 نظر / 7 بازدید
سیده مریم

دوستی شوخی سرد ادمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه شکستن غرور من ... دوستی توطئه ثانیه هاست

آرش

سلام مطلب خوبی بود ،‌ خيلي برام مفيد بود ممنون از زحمتی که کشیدی ،‌ موفق باشی