پر میشوم از آتشت

پُر می شوم از آتشت ای قبله گاه من
گل می کنی در باغ دلم درنگاهمن

امشب دخیل بسته‌ی بارانیت منم
باشد که بگذرد غم و این اشکو آه من

از بس که عاشقم، نفسم گیر می‌کند
لکنت گرفته‌ام تونگیر اشتباه من

آواره کرده‌ای تو مرا پیش چشم خود
راهم نمیدهی به درونت، پناه من . . . ؟

وقتی که با توام همه دینم تو میشوی
دل می‌دهم به طعم لبانت، گناه من

با بوسه‌ات چنان بدنمسست می شود
احساس می کنم که شدی، تکیه‌گاه من

امشب دعا نکن توبرایم، نمی روم
این شاه نامه است، خوشم با تو شاه من

احساس میکنم سبکم مثل ابرها
پرواز می کنم به نگاهت، گواه من

امشب ردیفو قافیه هایم از آن توست
خوش می نشیند این غزلم با تو ماهمن




 

/ 2 نظر / 6 بازدید
سیده مریم

بگذار که لبخند در قلبت بارور شود ..... و از دریچه ی چشم هایت به دنیا بتابد ..... و مانند لبخندهای دوستانه شفا بخش و سپاس گذار باش ....

كوروش

تو را من چشم در راهم... كي مي شود پناه تو را سحر كنم